زبان بی سر

لغت نامه دهخدا

زبان بی سر. [ زَ ن ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از سخن بیهوده باشد. ( خلاصه بهارعجم ) ( آنندراج ) ( برهان قاطع ).سخن بیهوده. ( ناظم الاطباء ). سخن بی سروته و لاطائل.

فرهنگ فارسی

کنایه از سخن بیهوده

جمله سازی با زبان بی سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرح اسراری که شاهان محرم آن نیستند از زبان بی سر و سامان گدایی بشنوید

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز