لغت نامه دهخدا
زایندگی. [ ی َ دَ / دِ ] ( حامص ) زایا بودن. ولود بودن. مقابل عقیم بودن. || تولید کردن. انتاج. افزودن. رجوع به زاینده شود.
زایندگی. [ ی َ دَ / دِ ] ( حامص ) زایا بودن. ولود بودن. مقابل عقیم بودن. || تولید کردن. انتاج. افزودن. رجوع به زاینده شود.
زایا بودن مقابل عقیم بودن تولید کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاخص تولید ناخالص داخلی نشان دهنده قدرت تولید و قدرت زایندگی یک اقتصاد است از جمع ارزش کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل یک اقتصاد در یک بازه زمانی مشخص (یک سال) به دست میآید. هر چه تولید ناخالص داخلی بیشتر باشد به نوعی میتوان گفت که آن اقتصاد بزرگتر و قوی تر است.