لغت نامه دهخدا
زارعان. [ رِ ] ( اِخ ) دیهی است از دهستان اواوغلی بخش حومه شهرستان خوی. 20هزارگزی شمال خاوری خوی و 4هزارگزی شمال باختری راه خوی به جلفا دارای چشمه آب معدنی در 4هزارگزی باخزده. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
زارعان. [ رِ ] ( اِخ ) دیهی است از دهستان اواوغلی بخش حومه شهرستان خوی. 20هزارگزی شمال خاوری خوی و 4هزارگزی شمال باختری راه خوی به جلفا دارای چشمه آب معدنی در 4هزارگزی باخزده. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دیهی است از دهستان اوغلی بخش حومه شهرستان خوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاهش عملکرد بسته به شدت حمله فرق میکند در برخی موارد زارعان به دلیل شدت آلودگی زمین کشت شده را رها میکنند.