اصطلاح «ریزه خوانی» در فارسی نخست به معنای ادای سخن بهطور باریک، نرم و آهسته و زمزمهوار است و گاه به آواز پیچیده و تحریرهای موسیقایی نیز اطلاق میشود که در هند «کهر» خوانده میشود. دوم، این واژه به معنای لغزخوانی یا ریزهگویی نیز آمده است؛ یعنی بد گفتن یا بهصورت نهانی عیب گرفتن از دیگران. بنابراین «ریزه خوانی» هم بار معنایی صوتی و هنری دارد و هم بار معنایی اخلاقی و رفتاری. در شعر و موسیقی، ریزه خوانی نشاندهنده ظرافت، لطافت و دقت در اجرا یا بیان است. این واژه اغلب در متون ادبی، موسیقایی و شعری کلاسیک دیده میشود و کاربرد روزمره کمی دارد. از نظر دستوری، «ریزه خوانی» یک اسم و مصدر مرکب است که به عمل یا حالت سخن گفتن یا آواز کشیدن اشاره میکند. همچنین «ريزه خوانی کردن» به معنای انجام این عمل است، چه در آواز و چه در بیان ظریف سخن یا نقد نهانی.
ریزه خوانی
لغت نامه دهخدا
ریزه خوانی. [ زَ / زِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) ادای سخن باریک و آهسته. زمزمه. ( از ناظم الاطباء ). || آواز پیچیده کشیدن از نغمات که آن را تحریر گویند و به هندی کهر خوانند. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
چنان به ریززبان بشکنم ترانه عشق
که عندلیب شود داغ ریزه خوانی من.سالک یزدی ( از آنندراج ).آمد بهار و هر خس و خار ارجمند شد
در باغ ریزه خوانی بلبل بلند شد.نادم گیلانی ( از آنندراج ). || لغزخوانی. ( یادداشت مؤلف ).
- ریزه خوانی کردن؛ بد گفتن. به نهانی عیب گرفتن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
آهسته و نرم سخن گفتن، زمزمه کردن: چنان به زیر زبان بشکنم ترانهٴ عشق / که عندلیب شود داغ ریزه خوانی من (سالک یزدی: لغت نامه: ریزه خوانی ).
فرهنگ فارسی
ادای سخن باریک و آهسته و زمزمه
جمله سازی با ریزه خوانی
💡 گه کنایه مرا ریزه خوانی اغیار فشانده سونش الماس در دل ناسور