رگه دار
مترادفها
خطدار
فرهنگستان زبان و ادب
{ribbed, costate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی سطحی با یک یا چند رگبرگ اولین یا برجستگی های طولی (ridges )
جمله سازی با رگه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشته زنان مقداری از موی طرفین سرخویش را پس از بافتن در دو طرف صورت آویزان میکردند و به آن «چَتر» میگفتند و این عمل صرفاً برای زیبایی بوده و بقیه موی سر کاملاً پوشانیده میشد. «سرون» نوعی پوشش سر برای زنان است که متشکل از کلُاه یا عرقچن، یک یا دو عدد «گُل ونی» (گُل بندی = آذین یافته با گُل) و گاهی «هَبَر» یا نوعی چفیه سیاه رنگ رگه دار میباشد که به دور عرقچن بسته شده و حجم بزرگی را تشکیل و مقداری از اضافه آنها برای زیبایی به پشت آویزان میگردد.
💡 سنگ مرمر سفید با آن الگوهای رگه دار و بسیار زیبا، فضای کل ساختمان را به شکلی بسیار مجلل و باشکوه تغییر داده است.
💡 برگهای این گیاه زینتی با طرحهای رگه دار و رنگهای سبز و زرد، برای تزیین اتاقهای نشیمن بسیار مناسب و جذاب هستند.
💡 او با دقت به نقشهای رگه دار روی پوست برگها نگاه میکرد تا بتواند گونه خاص آن گیاه را در طبیعت پیدا کند.