روی گردانی

مترادف‌ها

روگردانی، پشت کردن، دوری کردن

متضادها

روی آوردن، استقبال

لغت نامه دهخدا

روی گردانی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) روگردانی. عمل روی گرداندن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

عمل روی گرداندن اعراض.

فرهنگستان زبان و ادب

{churn} [مهندسی مخابرات] فرایندی که در آن مشترکان به طور پیاپی خدمات دهندگان را تعویض کنند

جمله سازی با روی گردانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهر و مه را روی گردانی سیاه اختران را افکنی در خاک راه

💡 تلاش حامیان اوژن چهارم از جمله پیکولومینی در نهایت منجر روی گردانی تمامی حاکمان آلمانی از فلیکس چنجم، پادپاپ رقیب پاپ رم شد. توافق به رسمیت شناختن اوژن چهارم به عنوان پاپ حقیقی پس از مرگ پاپ صورت گرفت.

💡 ابراهیم بن ادهم از راهی می گذشت، مردی را شنید که چنین می خواند: هرگناه که از تو سر زند، بخشوده افتد جز آن که از من روی گردانی و ابراهیم مدهوش بیفتاد.

💡 در مباحث فیزیک کلاسیک، پدیده روی گردانی قطب‌های مغناطیسی می‌تواند باعث ایجاد تغییرات ناگهانی در میدان‌های مغناطیسی محیط پیرامون شود.

💡 فرآیند روی گردانی در سیستم‌های پیچیده مکانیکی نیازمند دقت بسیار بالا در طراحی قطعات است تا از بروز هرگونه آسیب‌های احتمالی جلوگیری شود.

💡 مفهوم روی گردانی در فلسفه گاهی برای توصیف تغییرات بنیادین در دیدگاه‌ها و ارزش‌های یک جامعه در طول تاریخ بسیار طولانی به کار می‌رود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران