لغت نامه دهخدا
روان شاد. [ رَ ] ( ص مرکب ) شادروان:
او روان شاد است تا فرزند اوست
صورت عدل و روان مملکت.خاقانی.رجوع به شادروان شود.
روان شاد. [ رَ ] ( ص مرکب ) شادروان:
او روان شاد است تا فرزند اوست
صورت عدل و روان مملکت.خاقانی.رجوع به شادروان شود.
شادروان، مرحوم. &delta، عنوانی احترام آمیز برای فرد درگذشته.
شادروان
شادروان، مرحوم، کلمه احترام نسبت بکسی که مرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل آزاد و فرهاد آتشین دل روان شاد و خسرو پای در گل
💡 خرابات ما، فیض بنیاد باد خراباتیان را روان شاد باد
💡 مقصور شد بر آنکه نشینی و می خوری بی می بدان که جان و روان شاد خوار نیست
💡 همیشه روان را فرا یاد دار ز کردار نیکو روان شاد دارد
💡 او روان شاد است تا فرزند اوست صورت عدل و روان مملکت
💡 بیا تا به شادی بنوشیم می روان شاد سازیم از بانگ نی