فرهنگستان زبان و ادب
رأی گر
{electioneer , electioneerer} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کسی که فعالانه به نفع یک نامزد یا حزب در انتخابات فعالیت کند
رأی گر
{electioneer , electioneerer} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کسی که فعالانه به نفع یک نامزد یا حزب در انتخابات فعالیت کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روئین سفندیار نکردی بجنگ رای گر روز جنگ تیغ تو دیدی سفندیار
💡 از این رای گر تاب گیرد دلم دل تیره گشته ز تن بگسلم