عبارت «رانده و مانده» یک ترکیب توصیفی در زبان فارسی است که برای بیان حالتی به کار میرود که فرد یا گروهی هم از جایی طرد و دور شدهاند و هم در وضعیت سخت، بیپناه یا گرفتار باقی ماندهاند. در این عبارت، واژه «رانده» به معنای کسی است که از مکان، جمع یا موقعیتی بیرون رانده شده و مورد پذیرش قرار نگرفته است و واژه «مانده» به معنای کسی است که در همان حال، بیسرنوشت، سرگردان یا در وضعیت دشوار باقی مانده است. هنگامی که این دو واژه در کنار هم قرار میگیرند، تصویری کامل از رنج، تنهایی و ناتوانی فرد یا افرادی را نشان میدهند که نه جایی برای بازگشت دارند و نه موقعیت مناسبی برای ادامه زندگی یا حرکت. این ترکیب در متون ادبی و گفتارهای احساسی برای بیان شدت محرومیت، بیپناهی و درماندگی بسیار به کار میرود و بار عاطفی سنگینی دارد. نویسندگان از این عبارت برای توصیف انسانهایی استفاده میکنند که در جامعه پذیرفته نشدهاند یا به دلیل شرایط سخت زندگی، در وضعیت نامطلوب و آشفته قرار گرفتهاند. «رانده و مانده» تنها یک توصیف ظاهری نیست، بلکه بیانگر وضعیتی روانی و اجتماعی است که در آن فرد احساس طردشدگی و بلاتکلیفی میکند. این عبارت میتواند هم درباره یک فرد و هم درباره یک گروه یا حتی یک ملت در شرایط دشوار به کار رود. در واقع، این ترکیب نشاندهنده اوج ناتوانی و بیپناهی است که انسان در آن نه پناهی دارد و نه تکیهگاهی برای ادامه مسیر. بنابراین، «رانده و مانده» به معنای طردشده، بیپناه و گرفتار در وضعیت دشوار است که هم از جامعه دور افتاده و هم در شرایط سخت باقی مانده است.
رانده و مانده
لغت نامه دهخدا
رانده و مانده. [ دَ / دِ وُ دَ / دِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) کنایه از شخص بدبخت وامانده.
- امثال:
- رانده و مانده هفتاد و دو ملت؛ از همه جا رانده ومانده. ( یادداشت مؤلف ).
از اینجا رانده از آنجا مانده.
فرهنگ فارسی
کنایه از شخص بد بخت وامانده
جمله سازی با رانده و مانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من چراغ نوربخشم بر سر دریای ژرف نور هر سو رانده و مانده سیه پیرامنم
💡 بیش از همه کس و از همه کس کم مائیم رانده و مانده دوده آدم مائیم