لغت نامه دهخدا
رام خراد. [ خ ُرْ را ] ( اِخ ) نام همان آتشکده آذر فرنبغ است که آذر برزین مهر نیز نامیده میشده است. رجوع به آذر فرنبغ در همین لغت نامه و مزدیسنا ص 229 و 238 و روزشماری در ایران باستان ص 51 و 52 شود.
رام خراد. [ خ ُرْ را ] ( اِخ ) نام همان آتشکده آذر فرنبغ است که آذر برزین مهر نیز نامیده میشده است. رجوع به آذر فرنبغ در همین لغت نامه و مزدیسنا ص 229 و 238 و روزشماری در ایران باستان ص 51 و 52 شود.
نام همان آتشکد. آذر فرنبغ است که آذر برزین مهری نیز نامیده میشده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل شاه ز اندیشه آزاد شد سوی آذر رام خراد شد