راستی راستی

مترادف‌ها

حقیقتاً، واقعاً

لغت نامه دهخدا

راستی راستی. ( ق مرکب ) در حقیقت. حقیقةً. فی الواقع. واقعاً. از روی جد.

فرهنگ فارسی

حقیقه واقعا: راستی راستی کارتان تمام شد ?.
در حقیقت. از روی جد

جمله سازی با راستی راستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می‌زدی خود، پشت پا بر راستی راستی از دیگران می‌خواستی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران