راستگاری
مترادفها
صداقت، درستکاری، پاکدستی
متضادها
دروغگویی، حیلهگری، ریاکاری
لغت نامه دهخدا
راستگاری. ( حامص مرکب ) عمل راستگار. امانت. درستکاری. راستکرداری. و رجوع به راستگار و راستکاری و درستکاری شود.
فرهنگ فارسی
عمل راستگار. امانت
جمله سازی با راستگاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راست گویی به راستگاری کوش این سخن را ز راستان بنیوش