پاکدستی
مترادفها
امانتداری، صداقت
متضادها
ناپاکدستی، رذالت
لغت نامه دهخدا
پاکدستی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) درستکاری. صحّت عمل.
جمله سازی با پاکدستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت این شرکت به دلیل پاکدستی و صداقت همیشگی در معاملات، مورد احترام تمامی شرکای تجاری و کارمندان در طول سالیان متمادی بوده است.
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمان اصلی داستان به دلیل پاکدستی و دوری از هرگونه فساد و رشوه، در میان مردم محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرده بود.
💡 ما باید تلاش کنیم تا با حفظ پاکدستی و رعایت اصول اخلاقی، بتوانیم در جامعهای سالم و بدون فساد برای نسلهای آینده زندگی کنیم.