راست وعده
متضادها
دروغ وعده
لغت نامه دهخدا
راست وعده. [ وَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) صادق الوعد. راست عهد. راست پیمان. درست پیمان. کسی که قول و وعده اش راست باشد:
آن لفظ وعده یی بُد و دانم که راست است
زیرا که راست وعده بود مرد و کج وعید.سوزنی.
فرهنگ فارسی
صادق الوعد. راست عهد
جمله سازی با راست وعده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ» و یاد کن در این نامه اسماعیل را، «إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ» که او مردی راست وعده بود، «وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا». (۵۴) و فرستادهای بود پیغامبر.