لغت نامه دهخدا
رارای. ( اِخ ) دهی میان نسف و کش: به دیهی که رارای خوانند میان نسف و کش فرودآمد با لشکر جورجان و ختل و صغانیان و دیگر اطراف بدو پیوست. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
رارای. ( اِخ ) دهی میان نسف و کش: به دیهی که رارای خوانند میان نسف و کش فرودآمد با لشکر جورجان و ختل و صغانیان و دیگر اطراف بدو پیوست. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگه کن بدین خواهرپاک تن زگیتی بس اومرتو رارای زن
💡 هر که رارای خراسان آمده ست گو بیا تا بازگردی همچنان