لغت نامه دهخدا
ذوجنبتین. [ جَم ْ ب َ ت َ ] ( ع ص مرکب )صاحب دو جنبه. صاحب دو طرف. صاحب دو جانب. صاحب دو روی. ( کار، امر ). دوطرفة. دوجانبه. دورویه. دوروی.
ذوجنبتین. [ جَم ْ ب َ ت َ ] ( ع ص مرکب )صاحب دو جنبه. صاحب دو طرف. صاحب دو جانب. صاحب دو روی. ( کار، امر ). دوطرفة. دوجانبه. دورویه. دوروی.
صاحب دو طرف دوجانبه دو طرفه دورگ
صاحب دو جنبه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر بط معنوی ذوجنبتین است میانجی بین وجهین او بعین است