ذوالعینین
لغت نامه دهخدا
ذوالعینین.[ ذُل ْ ع َ ن َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) جاسوس. سماع. عین. || لقب معاویةبن مالک شاعر و فارس و در المرصع در نسب او معاویةبن مالک بن حرث آمده است.
ذوالعینین. [ ذُل ْ ع َ ن َ ] ( اِخ ) الهجری. مردی از اهل مدینه هجر. رجوع به عقدالفرید جزو 6 ص 81 شود.
جمله سازی با ذوالعینین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فوق بعد الجمع باشد این مقام هست ذوالعینین آن مرد تمام