لغت نامه دهخدا
خانه خدای. [ ن َ / ن ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) خانه خدا: یکی از لوازم صحبت آن است که یا خانه بپردازی یا با خانه خدای درسازی. ( گلستان سعدی ).
خانه خدای گو در برج کبوتران.سعدی ( هزلیات ).
خانه خدای. [ ن َ / ن ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) خانه خدا: یکی از لوازم صحبت آن است که یا خانه بپردازی یا با خانه خدای درسازی. ( گلستان سعدی ).
خانه خدای گو در برج کبوتران.سعدی ( هزلیات ).
صاحبخانگی عمل صاحب خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علامه مجلسی درباره کمال اعتکاف مینویسد: «کمال اعتکاف در آن است که اندیشه و دل و اعضا بر مجرد عمل صالح وقف گردد و بر در خانه خدای جلیل و در برابر اراده مقدس او به حبس درآید و به زنجیر مراقبت او به بند کشیده شود و از آن چه روزهدار از انجام آن خودداری میکند، به طور تمام و کمال بازداشته شود...»
💡 هست ز جمع خسروان خانه خدای مملکت همچو مسیح از انبیا قله نشین آسمان
💡 در خانه خدای و به بالین مصطفی گفتم دعای ملک و نمودم ولای شاه
💡 جهان بود به مثل خانه و تو خانه خدای سخا و جود ترا کسب و کاینات عیال
💡 سودای زلف، خانه خدای دلم شده ست از کعبه بهتر آن که چلیپا برآورم