خرقه پوش

لغت نامه دهخدا

خرقه پوش. [ خ ِ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) درویش. صوفی. آنکه خرقه پوشد: خرقه پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. ( گلستان ).
ای زاهد خرقه پوش تا کی
با عاشق خسته دل کنی جنگ ؟سعدی ( طیبات ).در میان صومعه سالوس پرمعنی منم
خرقه پوش خودفروش خالی از معنی منم.سعدی ( بدایع ).چه جای صحبت نامحرمست مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد.حافظ.|| ژنده پوش. آنکه پارچه هاو لته ها بهم دوزد و پوشد.

فرهنگ عمید

۱. گدا.
۲. [مجاز] صوفی، درویش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) درویش صوفی.

جمله سازی با خرقه پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمد و مکرم شد خرقه پوش و محرم شد ره روی مسلم شد تند و یاوه بخروشی‌

💡 شکر از لعل گل در یوزه گر بود بنفشه خرقه پوش آن شکر بود

💡 گه ساکت وخموش چورندان خرقه پوش گه درخروش وجوش چوخم های باده ایم

💡 جبرئیل از دست او شد خرقه پوش راه بینانش شده حلقه بگوش

💡 به دست پیر خرابات توبه کرده حزین که مست از در میخانه خرقه پوش آمد

💡 در ارادت کرد او را خرقه پوش خلعت عبدیت افکندش به دوش

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز