درون تن
مترادفها
داخل بدن، درون بدن
متضادها
بیرون تن
فرهنگستان زبان و ادب
{endosome} [زیست شناسی] 1. اندامکی شبه هسته ای در درون هستۀ تک یاخته ای های تاژک دار، محتوی رِنا، که در طی تقسیم رشتمانی باقی می ماند 2. لایۀ درونی برخی از اسفنج ها 3. نوعی حبابچۀ درون یاخته ای که در نتیجۀ فرورفتگی غشا، در فرایند درون بَری مواد تشکیل می شود
جمله سازی با درون تن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ولد نوع اگرچه بود از نوح چون نبودش درون تن آن روح
💡 از تن مرده آبزو آسمان پدید آمد که این به نوبه خود به پدید آمدن ساختار جهان و سپس آدمی انجامید. انکی به همراه مادرش نامو و زنش دامگالنونا و گروهی از موجودات پستتر در درون تن آبزو به زندگی ادامه دادند.
💡 رنج درون تن را تدبیر اوست کافی درد نهان دل را درمان او بسنده
💡 ای دم به دم مصور جان از درون تن نزدیکتر ز فکرت این نکتهها به من
💡 تا بود دل درون تن به صلاح به صلاح است تن صباح و رواح
💡 پزشکان متخصص با استفاده از تجهیزات پیشرفته امروزی میتوانند با دقت بسیار بالایی تغییرات پنهان و بیماریهای مختلف را در لایههای مختلف درون تن بررسی کنند.
💡 در فلسفههای مختلف عرفانی، جستجوی حقیقت واقعی همواره از طریق تأمل در اسرار نهفته و تجربیات معنوی که در درون تن انسان قرار دارند، آغاز میشود.
💡 درک عمیق از فرآیندهای پیچیده بیولوژیکی که در درون تن موجودات زنده رخ میدهد، کلید اصلی پیشرفتهای علمی در حوزه پزشکی و زیستشناسی مدرن است.