خانها
مترادفها
اربابان، بزرگان، اشراف
لغت نامه دهخدا
خانها. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) ج ِ خانه. بیوت. || خانه هایی که صیادان کرده باشند جهت صید کردن.
فرهنگ فارسی
جمع خانه بیوت
جمله سازی با خانها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این نوعِ ویژه خان نادر است و برای زمینهای قناس طرحریزی شدهاست مانند خان حسن پاشا در استانبول. ابعاد حجرهها در این خانها متفاوت و حیاط آنها کوچکتر است. در خان آنطون بک بیروت که از خانهای جدید (قرنهای سیزدهم و چهاردهم) است از این طرح استفاده شدهاست.
💡 و ابو یزید بسطامی در صفا و صدق خویش چنان از خود ناخشنود بود که گه تسبیح وی آن بودی که روی با خود کردی، و بانگشت بخود اشارت کردی که مدبر روزگاری. و صحابه مصطفی (ص) در صفاء دین خویش چنان از خود ناخشنود بودندی که روایت کنند از معاذ که بدر خانها شدی و گفتی: تعالوا نؤمن ساعة.
💡 یا ز متاع فرنگ کز اثر وی گشته تهی خانها و پر شده بازار
💡 در دوران باستان و قرون وسطی، خانها قدرت و نفوذ زیادی در مناطق مختلف داشتند و نقش مهمی در مدیریت امور سیاسی و نظامی ایفا میکردند.
💡 تاریخ حماسهها و داستانهای قدیمی، همواره با نام و یاد خانها و جنگجویانی که از قلمروهای خود دفاع میکردند، گره خورده و همراه بوده است.
💡 ساختار قدرت در بسیاری از جوامع سنتی بر پایه سلسلهمراتبی بنا شده بود که در رأس آن، خانها و بزرگان محلی قرار داشتند.