لغت نامه دهخدا
ذرایر. [ ذَ ی ِ ] ( ع اِ ) رجوع به ذرائر شود.
ذرایر. [ ذَ ی ِ ] ( ع اِ ) رجوع به ذرائر شود.
( اسم ) جمع ذریه احفاد اولاد اولاد اولاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اجزای ذرایر نبود ذرهٔ خالی از پرتو آن نور
💡 گر کار تو بعقد بنانست و سیر کلک اندر کشی ذرایر خورشید را بکار
💡 نفخ صور امرست از یزدان پاک که بر آرید ای ذرایر سر ز خاک
💡 ز سوی تبریز آن آفتاب درتابد شوند زنده ذرایر مثال نفخه صور