درس اخلاق، به عنوان یکی از ارکان اصلی تربیت در مکاتب معنوی، نیازمند بستری است که در آن استاد و شاگرد به صورت رو در رو و در فضایی صمیمی بتوانند مقصود خود را به روشنی بیان دارند. این ضرورت، جایگاه حیاتی درسهای گفتاری اخلاق را برجسته میسازد و ما را به تبیین دقیق ویژگیهای بنیادین آن رهنمون میشود. با تکیه بر معارف غنی اسلامی و بهرهگیری از تجربیات گرانبهای نیکان راه، ویژگیهایی چون گرانباری محتوا، مراعات استعداد و توان دریافتی شاگرد، تنوع و شادابی، پرهیز از القای خرافات و اوهام، و رعایت نظم و ترتیب دقیق در ساختار جلسه، از ارکان اساسی این حوزه به شمار میآیند. این ویژگیها تضمینکننده آن است که این امتیاز برجسته حوزههای علمیه، رسالت خطیر «خودسازی» را به شکلی باشکوه و شایسته به انجام رساند و دروازه پرواز ملکوتی را به روی سالکان حقیقت و معنویت بگشاید.
درس اخلاق باید مملو از مطلب و آموزش غنی باشد؛ به این معنا که عصاره ساعتها تلاش، تحقیق و تدقیق استادی توانا باید در فرصتی محدود، در اختیار شاگرد قرار گیرد. این درس نباید صرفاً پندی گذرا باشد، بلکه باید همچون آبشاری زلال، جانها را طهارت و طراوت بخشد و دلها را در چشمهسار حکمت خویش سیراب سازد. آنگونه که صحیفه لقمان به قلبها حیات میبخشد، درس اخلاق نیز باید آینهوار، سیمای انسانیت را بر اساس پیام آسمانی تصویر کند. محتوای آن باید از غنای لازم برای پوشش ابعاد مختلف تربیت برخوردار باشد؛ از ارشاد و آموزش، تشویق و توبیخ گرفته تا برهان و بصیرت، سنت و سیاست، حکمت و حکومت، معاش و معاد، و پیوند بنیادین عقیده با جهاد.
باید این باور نادرست را که درس و پند اخلاقی صرفاً تذکری گذرا و گفتاری با آهنگ خاص است و نیازی به تحقیق عمیق ندارد، به بایگانی نسیان سپرد. زیرا آموزش اخلاقی اگر از تحقیق و استواری شایسته بهرهمند نباشد و توانایی اشباع دقیق هرگونه اندیشه و شبههای را نداشته باشد، چگونه میتواند داعیهدار تأثیرگذاری عمیق و ماندگار باشد؟ اگر مدرس اخلاق نتواند با وسواسیت تحقیقی، هرگونه شبهه پیرامون مباحث تربیتی را برطرف سازد و با مسامحه از کنار مسائل بگذرا، هرگز نخواهد توانست ادامهدهنده پیام رسالتی باشد که شیوه تربیتی و ابلاغی آن، مستقیماً بر پایهی برهان و استدلال قانعکننده استوار گردیده است.