خاقانیان
مترادفها
پادشاهان، فرمانروایان
لغت نامه دهخدا
خاقانیان. ( اِخ ) نام سلسله ای بوده است از امراءترک که بنامهای آل خاقان، آل افراسیاب، خانیه، ایلک خانیه، افراسیابیه مشهورند. رجوع به تاریخ بیهقی چ سعید نفیسی ج 3 بخش تعلیقات و چهار مقاله عروضی چ معین بخش تعلیقات و لغت نامه در کلمه آل افراسیاب شود.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:قراخانیان
جمله سازی با خاقانیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خاقانیان آن سه ترک سترگ که بودند غرنده برسان گرگ
💡 ز خاقانیان آنک بُد چربگوی به خاک سیه برنهادند روی
💡 جز تو حصار و خانهٔ خاقانیان که کرد جای امیر و حاجب و سالار و پهلوان
💡 که برگویی آن جنگ خاقانیان ببندی کمر همچنان بر میان
💡 ملک خاقانیان در زمان سلطان خضر بن ابراهیم عظیم طراوتی داشت و شگرف سیاستی و مهابتی که بیش از آن نبود. و او پادشاه خردمند و عادل و ملک آرای بود. ماوراء النهر و ترکستان او را مسلم بود و از جانب خراسان او را فراغتی تمام و خویشی و دوستی و عهد و وثیقت برقرار و از جمله تجمل ملک او یکی آن بود که چون برنشستی به جز دیگر سلاح هفتصد گرز زرین و سیمین پیش اسب او ببردندی.
💡 سه ترک دلاور ز خاقانیان بران کین بهرام بسته میان