ذات اوهام

لغت نامه دهخدا

ذات اوهام. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) نام موضعی نزدیک سرندیب که گرشاسب با مهراج آنگاه که بتسخیر سرندیب رفتند یکهفته بدانجا مقام کردند:
بیک هفته آنجاش آرام بود
کجا نام او ذات اوهام بود.اسدی.

فرهنگ فارسی

نام موضعی نزدیک سرندیب که گرشاسب با مهراج آنگاه که بتسخیر سرندیب رفتند.

جمله سازی با ذات اوهام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یک کوهشان جای آرام بود کجا نام او ذات اوهام بود

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز