دونه
مترادفها
دانه، هسته
لغت نامه دهخدا
دونه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) سبدی که از برگ سازند. || مرغ در دام افتاده. || دونه یا دونه ترکی، قسمی از انیسون. ( از ناظم الاطباء ).
دونه. [ ] ( هندی، اِ ) اسم هندی مرزنجوش است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
دونه. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است به همدان و گاهی در نسبت به وی قاف زیاد کنند؛ از آن ده است عمرد ونقی بن مرداس. ( منتهی الارب ).
دونه. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است به نهاوند. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
اسم هندی مرزنجوش است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی دُونِهِ: غیر او
معنی دُونَهُ: غیر او
ریشه کلمه:
دون (۱۴۴ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جمله سازی با دونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از اینجا گفت سیّد ولد آدم و مهتر عالم (ص): «انا سیّد ولد آدم و لا فخر، کنت نبیّا و آدم بین الروح و الجسد، آدم و من دونه تحت لوائی، یوم القیمة. نحن الآخرون السابقون».
💡 طوبی لطالبه تعسا لتارکه بُعداً لمتِّخذٍ من دونه بدلا
💡 آراگورن در سال ۲۹۳۳ با مرگ پدرش سالار دونه داین شد و در آن زمان تنها ۲ سال داشت. اما تا سال ۲۹۵۱ که به ۲۰ سالگی رسید در این باره چیزی به او گفته نشد. (ارباب حلقهها: ضمیمه الف)
💡 ۶ مارس: آراگورن دونه داین و پسران الروند را ملاقات میکند. او خودش را در پلان تیر به ساورون نمایش میدهد و سپس تصمیم میگیرد تا جاده مردگان را در پیش گیرد.
💡 به عنوان سالار دونه داین اراگورن توسط بیلبو و باقی ساکنان ریوندل دون آدان خوانده میشد. معنای دون آدان مرد غربی یا همان نومه نوریان است. دون در زبان الفی یعنی غرب و آدان یعنی انسان (جمع آن اداین میشود)
💡 کشاورز با دقت بسیار زیاد، هر دونه گندم را در خاک مرطوب میکاشت تا در فصلهای آینده محصولی فراوان و با کیفیت برای فروش در بازار داشته باشد.
💡 در این باغ بزرگ، هر دونه میوه که از درخت میچیند، حاصل سالها تلاش و مراقبت مداوم از درختان در برابر سرمای شدید زمستان است.
💡 او تصمیم گرفت حتی یک دونه از فرصتهای موجود برای یادگیری مهارتهای جدید را از دست ندهد تا بتواند در آینده شغلی بهتری برای خود بسازد.