لغت نامه دهخدا
دلخواسته. [دِ خوا / خا ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) دلخواه. ( برهان ). مطلوب. مطابق میل. || معشوق. ( برهان ).
دلخواسته. [دِ خوا / خا ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) دلخواه. ( برهان ). مطلوب. مطابق میل. || معشوق. ( برهان ).
دلخواه، مطابق آرزو و خواهش دل.
( صفت ) ۱ - دلخواه مطلوب. ۲ - معشوق محبوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبهائی که در آنها، چشمان زمانه را غافل می پنداشتم و گذشت شبان را کور می دیدیم. آن کمال اما، سخن چین دلخواسته هایمان شد و از آن پس دیگر دمی نگذشت مگر آن که چشمان روزگار برما بیدار ماند.
💡 راستی تا زمانی که گرسنگان مشتاق طعام اند، جز دلخواسته ی خود چیز دیگر نخواهند.