دعوت نامه
مترادفها
دعوتنامه
لغت نامه دهخدا
دعوت نامه. [ دَع ْ وَ م َ ] ( اِ مرکب ) نامه یا کارت متضمن خواهش درآمدن به مجلس مهمانی و جشن و غیره.
فرهنگ عمید
نامه یا کارت دعوت که برای کسی جهت حاضر شدن در محفلی بفرستند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نامه با کارت دعوت برای ورود به مجلس مهمانی جشن غیره.
جمله سازی با دعوت نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دموکراسیهای پارلمانی، در حالی که سران کشورها (یا نمایندگان آنها) در چنین سیستمهای دولتی ممکن است بهطور رسمی دعوت نامه صادر کنند و بپذیرند، آنها این کار را به توصیه رئیس دولت خود انجام میدهند، که معمولاً تصمیم میگیرند که چه زمانی دعوت صادر یا پذیرفته شود.
💡 برای شرکت در مراسم رسمی عروسی که در هتل بزرگ شهر برگزار میشود، باید حتماً دعوت نامه رسمی را که از سوی خانواده فرستاده شده است، با دقت مطالعه کنید.
💡 سازمان برگزارکننده کنفرانس بینالمللی، دعوت نامه الکترونیکی خود را برای تمامی شرکتکنندگان و سخنرانان برجسته جهان از طریق پست الکترونیک ارسال کرده است.
💡 در پاسخ به دعوت نامه رسمی که از سوی سفارت دریافت شده بود، او اعلام کرد که حتماً در مراسم رسمی دیپلماتیک حضور خواهد یافت.