دراننده

لغت نامه دهخدا

دراننده. [ دَ / دِ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) درنده:
گر نبودش کار از الهام اله
او سگی بودی دراننده نه شاه.مولوی.

فرهنگ عمید

پاره کننده، چاک دهنده.

جمله سازی با دراننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نبودی کارش الهام اله او سگی بودی دراننده نه شاه

💡 فشاننده گنج دریا به بزم دراننده قلب خارا به رزم

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز