دانه کش. [ ن َ / ن ِ ک َ ] ( نف مرکب ) حامل دانه. کشنده دانه. برنده دانه از جایی بجایی:
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است.فردوسی.بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم.سعدی.|| ( اِ مرکب ) در اوستا دانو کرشه قسمی مور است. و آنجا از دو گونه مور سخن رفته است: یکی با صفت دژینی به معنی بدبو و دیگری با صفت دانوکرشه، به معنی دانه کش. ( فرهنگ ایران باستان پورداود ج 1 ص 198 ).
دانه کشنده: میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است (فردوسی: ۱/۱۲۰ حاشیه ).
( صفت ) کشنده دانه حامل حبوب: ( میازار موری که دانه کش است )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا جهان مکارم، که صبح و شام مهان چو مور دانه کش آورده بر در تو هجوم
💡 چو خوشه، زرد، ولی دانه کش ضعیفان را چو گل، شکسته، و لیکن شکفته روی، مدام
💡 مرغ را کز کف تو دانه کش است نیم بسمل رها کنی نه خوش است
💡 اگر نه دانه کش خرمنت بود برجیس ز خوشه چینی دونانش، چهره کاهی باد
💡 میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است
💡 بود دانه کش هر کجا مور هست ولی مور خط لبش دلکش است