دانش گزین

لغت نامه دهخدا

دانش گزین. [ ن ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) گزیننده دانش. که دانش گزیند. که دانش انتخاب کند. که انتخاب علم نماید. که روی بدانش آرد. که دل در دانش بندد. طالب علم:
بپاسخ چنین گفت دانش گزین
که ایوان سپهرست و فرش این زمین.اسدی.

فرهنگ عمید

آن که علم و دانش را برگزیند و روی به علم و فضل بیاورد، گزینندۀ دانش.

فرهنگ فارسی

گزینند. دانش

جمله سازی با دانش گزین

💡 مثل من گیرم پدید آورد کی پیدا کند چون تو ممدوحی فظیلت پرور دانش گزین

💡 چنین داد پاسخ که دانش گزین چوخواهی ز پروردگار آفرین

💡 بهتر ز دین بهی نیست بتر ز کفر شر نیست دانش گزین که دانش آبی که‌ش کدر نیست

💡 به پاسخ چنین گفت دانش گزین که ایوان سپهرست و فرش این زمین

💡 ایا پاکدین شاه دانش گزین ز دین تو اهل هوا راهوان

قرون وسطی یعنی چه؟
قرون وسطی یعنی چه؟
زبان مادری یعنی چه؟
زبان مادری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز