لغت نامه دهخدا
دانش سگال. [ ن ِ س ِ ] ( نف مرکب ) سگالنده دانش. دانشمند:
شگفتی بدان روی سوی شمال
چه گوید جهاندیده دانش سگال.اسدی.بپاسخ چنین گفت دانش سگال
که این گاو نزدیک من هست سال.اسدی.چو هندوی دانا بچندین سؤال
زبون شد ز فرهنگ دانش سگال.نظامی.