دانستگی
مترادفها
دانش، آگاهی، مهارت
متضادها
بیدانشی، نادانی
لغت نامه دهخدا
دانستگی. [ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی دانسته. کیفیت دانسته. خبر. ( منتهی الارب ). علم و معرفت و دانش.( ناظم الاطباء ). دانست. دانش و دانائی. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی دانسته
جمله سازی با دانستگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قدسی روم طفیل حریفان به بزم او هرگز نخواند یار به دانستگی مرا
💡 میزان دانستگی و آگاهی مدیران اجرایی در برخورد با بحرانهای اقتصادی، تعیینکننده اصلی میزان ثبات و رشد اقتصادی در یک کشور در بلندمدت میباشد.
💡 برای موفقیت در پروژههای پیچیده مهندسی، داشتن دانستگی بالا در زمینه محاسبات دقیق و شناخت کامل از مواد اولیه و ابزارها بسیار ضروری و حیاتی است.
💡 برخورد منطقی و بر پایه دانستگی با مسائل اجتماعی میتواند به کاهش تنشها و ایجاد درک متقابل میان گروههای مختلف در یک جامعه کمک شایانی کند.