کوسن

کوسن

لغت نامه دهخدا

کوسن. [ س َ ] ( اِ ) ( در بم ) قسمی گیاه طبی که شکم راند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(سَ ) [ فر. ] (اِ. ) بالش، بالشتک.

فرهنگ عمید

بالش کوچک تزیینی که برای تکیه دادن روی مبل یا کاناپه گذاشته می شود.

فرهنگ فارسی

بالش، بالشتک، زیرسری
قسمی گیاه طبی که شکم راند.

دانشنامه عمومی

کوسن ( به آلمانی: Kössen ) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در کیتسبول واقع شده است. کوسن ۴٬۲۰۹ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

بالش، بالشتک.

جمله سازی با کوسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ایتالیا وقایع موسوم به «دوسالگان سرخ» با اعتصاب‌های عمومی، تظاهرات‌های کارگری و تجربیات خود-مدیریتی از طریق تصرف کارخانه‌ها و زمین شکل گرفت. در تورین و میلان شوراهای کارگری تشکیل شدند و آنارکوسندیکالیست‌ها به تسخیر کارخانه‌ها دست زدند.

💡 خود یک تامل کن و این نکته نکوسنج در حاشیت و متنش بنگر ز چپ و راست

💡 شاهان جهان که از صدای کوسند مست و گه رحلت همه تن افسوسند

💡 برای ایجاد راحتی بیشتر در اتاق نشیمن، دکوراتور داخلی تصمیم گرفت چندین کوسن رنگی و با طرح‌های سنتی روی کاناپههای چرمی قرار دهد.

💡 نشستن روی یک کوسن نرم و پر، در هنگام مطالعه کتاب‌های طولانی می‌تواند فشار را از روی ستون فقرات و کمر شما بردارد.

💡 مشتریان در فروشگاه کالای خواب، انواع مختلف کوسن را با جنس‌های پارچه‌ای متفاوت و ابعاد گوناگون برای انتخاب‌های خود بررسی می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران