دام مشکین

لغت نامه دهخدا

دام مشکین. [ م ِ م ُ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زلف:
دام مشکینی که من در گردن او دیده ام
آهوی مشکین شوند از بوی او نخجیرها.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از زلف

جمله سازی با دام مشکین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرامان چو با ماه پیوسته سرو ز گیسو چو در دام مشکین تذرو

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز