لغت نامه دهخدا
داغگه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف داغگاه. رجوع به داغگاه شود:
خاصگی دست راست بر در وحدت دل است
وینکه بدست چپ است داغگه ران او.خاقانی.
داغگه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف داغگاه. رجوع به داغگاه شود:
خاصگی دست راست بر در وحدت دل است
وینکه بدست چپ است داغگه ران او.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاصگی دستراست بر در وحدت دل است اینکه به دست چپ است داغگه ران او