داغون
واژه داغون به معنای از بین رفته، نابود شده یا به شدت آسیبدیده است. این واژه به طور معمول در محاورههای روزمره برای توصیف وضعیتها یا اشیاء به کار میرود که به لحاظ فیزیکی یا روحی دچار آسیب شدهاند. به عنوان مثال، ممکن است یک فرد بعد از یک روز سخت کاری بگوید که احساس میکند داغون شده است، یعنی خسته و فرسوده است. همچنین، در دنیای اشیاء نیز، یک وسیله الکترونیکی که دیگر کار نمیکند یا به طور کلی خراب شده باشد، میتواند به عنوان داغون توصیف شود. این واژه نشاندهنده شدت و عمق آسیب است و به طور غیررسمی در مکالمات بین افراد به کار میرود. استفاده از داغون میتواند حس همدردی یا شوخی را به همراه داشته باشد و به نوعی احساسات افراد را ابراز کند. در کل، این واژه به خوبی میتواند حال و هوای یک وضعیت را منتقل کند و به فهم بهتر ارتباطات بین فردی کمک کند.
مترادفها
ویران، خراب، مخروبه
متضادها
سالم، استوار، آباد
لغت نامه دهخدا
داغون. ( ص ) صورتی و تلفظی از کلمه داغان متداول میان مردم تهران. رجوع به داغان شود.
داغون. ( اِخ ) نام یکی از معبودان مردم فلسطین، او را بصورت نیمه انسان و نیمه ماهی تصویر کنند. ( قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از معبودان مردم فلسطین
جمله سازی با داغون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از شکست سنگین در مسابقهی فوتبال، وضعیت روحی تیم کاملاً داغون شده بود و بازیکنان توانایی ادامه دادن به تمرینات را نداشتند.
💡 ماشین قدیمی او به قدری داغون شده بود که حتی با وجود تعمیرات متعدد، باز هم در مسیرهای ناهموار به سختی حرکت میکرد.
💡 او بعد از شنیدن خبر ناگوار، با چهرهای داغون و حالتی پریشان از اتاق خارج شد و به تنهایی در خیابان قدم زد.