داروغگی
مترادفها
مدیریت، سرپرستی، نظارت
لغت نامه دهخدا
داروغگی. [ غ َ / غ ِ ] ( حامص ) شبگردی و پاسبانی. || حکومت و نظارت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
عمل و شغل داروغه
جمله سازی با داروغگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دورهٔ سلطنت شاهطهماسب، برخی از سرداران چاپشلو صاحبمنصب بودند. حسینبیگ چاپشلو تا هنگام مرگش در ۹۶۸، قورچی تیروکمان شاهطهماسب بود. یوسفبیگ چاپشلو در ۹۸۱ از سوی شاهطهماسب به داروغگی تبریز منصوب شد. او میبایست به شورشی که از ۹۷۹ در این شهر ادامه داشت، پایان میداد.همچنین، شاهقلی سلطان چاپشلو در آخرین سالهای سلطنت شاه طهماسب، حاکم هرات بود و الغوث سلطان چاپشلو نیز در ۹۸۴، حکومت کلوت و شوشتر را برعهده داشت.