دارانا
لغت نامه دهخدا
دارانا. ( اِخ ) دهی از دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر. چهل و دو هزارگزی شمال ورزقان چهل هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی، گرمسیر مالاریایی، سکنه 560 تن. آب از چشمه. محصول عمده آنجا غلات، انگور، انجیر است. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی آن جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص 204 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر
فرهنگ اسم ها
اسم: دارانا (دختر، پسر) (فارسی)
معنی: نام روستایی در نزدیکی اهر
جمله سازی با دارانا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و آن گه به سرِ دارانا الحق چو حسینش بر موجبِ محضر به سجلّات بر آرید