داداشی
مترادفها
برادر، داداش
لغت نامه دهخدا
داداشی. ( اِ ) در زبان اطفال، برادر و بیشتر خطابی است که خواهران و برادران کهتر برادر مهتر را کنند.
فرهنگ فارسی
در زبان اطفال
جمله سازی با داداشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در روز ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ برگزار شده و ولی داداشی برای دومین بار به مجلس راه پیدا کرد.
💡 در سیزدهمین انتخابات ریاستجمهوری که به پیروزی سید ابراهیم رئیسی منجر شد، ولی داداشی نمایندهٔ سابق آستارا به عنوان رئیس شورای ستاد مردمی رئیسی[ژ] در استان گیلان فعالیت داشت. از گرایشهای سایر نمایندگان ادوار، اطلاعاتی در دست نیست. نتیجه کلی آرای آستارا، بدون اعلام تعداد واجدان حق رأی و تعداد کل آراء، به شرح زیر است:
💡 او همیشه با لحنی مهربان و صمیمی برادر کوچک خود را داداشی صدا میزد تا از نزدیکی و محبت میان آنها در طول سالیان احساس کند.
💡 وقتی بچه کوچکتر در خانه دچار مشکل میشد، داداشی همیشه با وجود سن کم، سعی میکرد مانند یک قهرمان واقعی از او حمایت و مراقبت کند.
💡 در فرهنگ عامه و گفتگوهای روزمره، استفاده از کلمه داداشی نشاندهنده یک رابطه عاطفی بسیار نزدیک و دوستانه بین دو برادر یا دوستان صمیمی است.