خوش گردی
فرهنگستان زبان و ادب
{fun tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که عمدتاً بر خوشگذرانی و لذت جویی تأکید دارد
جمله سازی با خوش گردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو خود یقینست که خوش گردی از غمم، لیکن کجاست دولت آنم که با تو غم گویم؟
💡 پس از پایان امتحانات نهایی، جوانان معمولاً با خوش گردی و گردش در پارکها و مراکز خرید، تمام استرسهای چند ماه گذشته را از خود دور میکنند.
💡 او تمام دوران جوانی خود را صرف خوش گردی و شادی کرد، اما در سالهای پیری متوجه شد که باید به فکر آینده و ثبات باشد.
💡 گاهی اوقات، خوش گردی و گذراندن اوقات خوش با دوستان قدیمی، بهترین راه برای فراموش کردن مشکلات روزمره و بازگشت به حالت روحی خوب است.