خوش علف

لغت نامه دهخدا

خوش علف. [ خوَش ْ / خُش ْ ع َ ل َ ]( ص مرکب ) هر حیوان بسیارخورنده و اکول. ( ناظم الاطباء ). ستور که هر علف به مذاق او خوش آید:
قاضی شهر بین که چون لقمه شبهه می خورد
پاردمش دراز باد این حیوان خوش علف.حافظ.|| آدمی که کمیت غذا خواهد نه کیفیت آن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

ویژگی حیوان علف خواری که خوب علف می خورد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جانوری که علوف. نیک و بمقدار زیاد خورد: حیوان خوش علف.

جمله سازی با خوش علف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به کی خواهید بودن همچو گاوان خوش علف تا به کی همچون خران خواهید بودن بی‌فسار

💡 جمع شد از هر طرف منکر فضل و شرف پیش خر خوش علف قدوره اهل غرور

💡 تا همه زان خوش علف فربه شوند هین که گرگانند ما را خشم‌مند

💡 فربه از مدح سبک مغزان نفس خسیس این ستور خوش علف ازکاه می بالد به خویش