خوش ترک

لغت نامه دهخدا

خوشترک. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ رَ ] ( ص تفضیلی، ق مرکب ) کمی خوش آیندتر. قدری نیکوتر. ( ناظم الاطباء ).کمی بهتر. || نرم تر. آرام تر:
ما که با داغ نام سلطانیم
ختلی آن به که خوشترک رانیم.نظامی.فرس خوشترک ران که صحرا خوش است.نظامی.|| بسیار خوشتر. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

کمی خوش تر و نیکوتر، قدری بهتر و خوشایندتر.

جمله سازی با خوش ترک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر طور همت ار ندهندت جواب خوش ترک سؤال گیر و ز دیدار در گذر

💡 یوسف روحم که در زندان جسم افتاده بود شد بتخت مصر دل خوش ترک چاه تن گرفت