لغت نامه دهخدا
خفیات. [ خ َ فی یا ] ( ع اِ ) ج ِ خفیة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
- عالم بالسرو الخفیات؛ نامی از نامهای صفات ایزد تعالی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفیات. [ خ َ فی یا ] ( ع اِ ) ج ِ خفیة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
- عالم بالسرو الخفیات؛ نامی از نامهای صفات ایزد تعالی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
= خفی
( اسم ) جمع خفیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اذا غلب المشیب علی الشباب هدیت لی خفیات الصواب
💡 کعبهٔ شرف و علم خفیات کتاب است ویشان به مثل کعبهٔ رکناند و صفااند