خانه کاری
متضادها
خارج از خانه
لغت نامه دهخدا
خانه کاری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) کارکردن دلاک و حمامی و نجارو صحاف و مانند آن در خانه مردمان محتاج بدانان.
فرهنگ فارسی
کار کردن دلاک و حمامی و نجار و صحاف و مانند آن در خانه مردمان محتاج بدانان.
جمله سازی با خانه کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم به طواف خانه کاری بخدای خانه دارم
💡 امروزه بسیاری از افراد به دلیل انعطافپذیری زمانی، ترجیح میدهند به جای کار در شرکت، به فعالیتهای خانه کاری و تولید محصولات دستی بپردازند.
💡 صنایع خانه کاری نقش بسیار مهمی در اقتصاد خانوادهها و ایجاد اشتغال برای زنان در مناطق محروم و دورافتاده ایفا میکنند.
💡 او برای تامین هزینههای تحصیل خود، شروع به انجام پروژههای خانه کاری مانند گلدوزی و بافتنی کرد که درآمد خوبی برایش داشت.