خانه صاحب

لغت نامه دهخدا

خانه صاحب. [ ن َ / ن ِ ح ِ ]( اِ مرکب ) صاحبخانه بلهجه مردم گیلان. خدای خانه.

فرهنگ فارسی

صاحبخانه بلهجه مردم گیلان خدای خانه

جمله سازی با خانه صاحب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قصر سلطان را حصار از سنگ و از آهن بود خانه صاحب توکل در حصار بی دری است

💡 خانه گر از فلان و از بهمان خانه صاحب حق است و ما مهمان

💡 نگه دارد خدا از دانه صیاد مرغان را مباد از خانه صاحب طمع احسان شود پیدا

💡 ...گنگی به زبان آر که خیر خود راه برد به خانه صاحب خویش

💡 بود با خانه صاحب خانه یک چیز بوحدت از دوئی برخاست تمییز

💡 در آن دوران، خانه صاحب زمین بسیار بزرگ و باشکوه بود و خدمه زیادی برای مدیریت امور روزمره و رسیدگی به باغ‌های وسیع آن مشغول بودند.

💡 تمام اسناد و مدارک مهم در داخل خانه صاحب ملک نگهداری می‌شد تا در صورت بروز هرگونه اختلاف قانونی، به عنوان مدرک استفاده شود.

💡 مهمانان برای شرکت در مراسم بزرگ، به سمت خانه صاحب منصب حرکت کردند که در بهترین نقطه شهر و در کنار رودخانه واقع شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران