خاموشان

لغت نامه دهخدا

خاموشان. ( اِ ) ج ِ خاموش. بی صدایان. ساکتها. سکوت کنندگان.
- وادی خاموشان؛ کنایه از قبرستان و گورستان است:
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است.
حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز.حافظ.

فرهنگ فارسی

خاموش بی صدایان

جمله سازی با خاموشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

💡 عشق را سلسله جنبان تویی امروز ای دل بی تو زنجیر جنون، کوچه ی خاموشان بود

💡 عاقبت منزلِ ما وادیِ خاموشان است حالیا غُلغُله در گنبدِ افلاک انداز

💡 چون عاقبت کار به دریا برسید گویی که همه عمر ز خاموشان بود

💡 راز پوشیده نه کوزه سربسته چرخ در لب خامش پیمانه خاموشان است

💡 در بزم تو، شمع گوید احوال مرا این چرب زبان وکیل خاموشان است

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز