خام طبعی
مترادفها
سادهلوحی، ناپختگی، بیتجربگی، سادگی
متضادها
پختگی، درایت، زیرکی
لغت نامه دهخدا
خام طبعی. [ طَ ] ( حامص مرکب ) نادانی. ناآزمودگی. ناپختگی. ( ناظم الاطباء ). عمل خام طبع: به ارسلان خان شکایت نامه ای نبشت و در این خام طبعی. ( تاریخ بیهقی ).
نه نیز آتشی کز سر خام طبعی
غذا کم پزی گر غذائی نیابی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
نادانی نا آزمودگی
جمله سازی با خام طبعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کفش را خواند عقل از خام طبعی ابر نیسانی کجا نسبت بود با دست رادش ابر نیسان را
💡 بهره از روزگار، بدگورا خام طبعی و ناتمامی باد
💡 مسیح از خام طبعی لب نبستی ادب باید درین جا گرچه مستی
💡 شاعر در این اثر سعی کرده است با نمایش خام طبعی شخصیت اصلی، تضاد میان عاطفه و عقل را به خوبی به تصویر بکشد.
💡 برخلاف تصور بسیاری، رفتار او ناشی از خام طبعی نبود، بلکه تصمیمی بود که از سر بیگناهی و ناآگاهی کامل اتخاذ شده بود.
💡 شخصیتهای داستان با آن خام طبعی و بیپردهای که داشتند، باعث ایجاد موقعیتهای بسیار کمدی و در عین حال دراماتیک در طول روایت میشدند.