خام طبعی

لغت نامه دهخدا

خام طبعی. [ طَ ] ( حامص مرکب ) نادانی. ناآزمودگی. ناپختگی. ( ناظم الاطباء ). عمل خام طبع: به ارسلان خان شکایت نامه ای نبشت و در این خام طبعی. ( تاریخ بیهقی ).
نه نیز آتشی کز سر خام طبعی
غذا کم پزی گر غذائی نیابی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

نادانی نا آزمودگی

جمله سازی با خام طبعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کفش را خواند عقل از خام طبعی ابر نیسانی کجا نسبت بود با دست رادش ابر نیسان را

💡 بهره از روزگار، بدگورا خام طبعی و ناتمامی باد

💡 مسیح از خام طبعی لب نبستی ادب باید درین جا گرچه مستی

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز