خال خالی
مترادفها
تهی، توخالی، بیمایه
متضادها
پر، ممتل
لغت نامه دهخدا
خال خالی. ( ص نسبی ) صاحب خالها.
فرهنگ فارسی
صاحب خالها
جمله سازی با خال خالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنار آب جاری خال خالی ستاده جابجا طو بی نهالی
💡 چنین انجیر باشد خال خالی بود آلو به روی باغ خالی
💡 پس از گذشت سالها، آن خانه قدیمی که زمانی پر از صدای کودکان بود، اکنون به صورت خال خالی و متروکه درآمده است.
💡 او با وجود تمام تلاشهایی که برای پیشرفت پروژه انجام داد، احساس میکرد که در نهایت تمام برنامههایش خال خالی و بینتیجه بوده است.
💡 وقتی نگاهی به صفحه کاغذ انداختی، متوجه شدی که بخش بزرگی از آن به صورت خال خالی و بدون هیچ نوشتهای باقی مانده است.