لغت نامه دهخدا
خاقان پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دوستدار پادشاه. فدائی خاقان. پرستنده خاقان. مطیع خاقان:
چو خاقان شنید این سخن برنشست
برفتند ترکان خاقان پرست.فردوسی.تو خواهی بدین جنگ شد پیش دست
وگر شیر دل ترک خاقان پرست.فردوسی.
خاقان پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دوستدار پادشاه. فدائی خاقان. پرستنده خاقان. مطیع خاقان:
چو خاقان شنید این سخن برنشست
برفتند ترکان خاقان پرست.فردوسی.تو خواهی بدین جنگ شد پیش دست
وگر شیر دل ترک خاقان پرست.فردوسی.
دوستدار پادشاه فدائی خاقان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیاده بسی گرد خاقان پرست سپرور همه با کمانها بهدست